فرهنگ معين و دهخدا

روشانه

 سايت زنان روشن انديش و روشنگر

Start
فارسی دری
ENGLISH
»DEUTSCH
РУССКИЙ
Navigation
 
 

متن سخنرانی ج. پلوشه در کانگرس بین المللی زنان

نگاهی به وضعیت زنان افغانستان

سخنرانی امیلیا اسپارتک در دومین کانگرس بین المللی زنان

 در شهر ارنهم هالند

7 مارچ 2010

تخطی چندین جانبهء جامعهء بین المللی از

 حقوق بشری زنان در 3 دهه

در افغانستان

اگر امروز چهرهء افغانستان زشت معلوم میشود، بدین جهت نیست که مردم افغانستان زشت هستند. افغانستان آیینه و مظهر آمال تنها و تنها خود افغانها نیست. وضع نا به سامان کنونی افغانستان مظهر آمال سراسر جهان میباشد. چنان که یک ظرب المثل قدیمی فارسی می گوید: اگر شما تصویر تان را در آیینه دوست ندارید، آیینه را نشکنید، چهرهء خود را بشکنید (1).

1 - از آزادی زنان تا جنگ امریکا علیه حقوق زنان

بعد از حملات تروریستی ۹ سپتمبر سال 2001، مطبوعات و رسانه های گروهی امریکایی توجه زیادی به وضع زنان در شرایط حکمروایی طالبان به خرچ داده و از وضع زنان در زنده گی کردن زیر چادری و اینکه زنان از حق تعلیم، استخدام و آزادی گشت و گذار محروم شده بودند، خبر می دادند. در نوامبر ۲۰۰۱ لارا بوش به آزادی زنان به حیث یکی از شرایط تهاجم امریکا به افغانستان اشاره کرد و گفت:

«سرکوب وحشیانهء زنان یکی از اهداف تروریزم است . . . و دیگر اینکه حالا زنان افغان مانند گذشته در خانه های شان زندانی نیستند . . . آنها به موسیقی گوش داده و به دختران خود، بدون ترس از مجازات، تعلیم می دهند . . . مبارزه علیه تروریزم در عین حال مبارزه برای حقوق و حیثیت زنان است».

زمینه سازی برای لشکرکشی به افغانستان با شعارهای مختلف منجمله با شعار به اصطلاح «آزاد سازی زنان افغانستان» چندین ماه قبل از 11 سپتمبر 2001 آغاز شده بود. به گونهء مثال نطاق شناخته شدهء تلویزیون امریکا، خانم اوپرا وینفری (Oprah Winfrey) در یکی از برنامه هایش در فبروری ۲۰۰۱ چهرهء یک زن چادری پوش را نمایش داد و سپس اعلام کرد که «زنان امریکا باید زنان افغانستان را از چنین مظالم رهایی بخشند».

یقیناً بر اساس گفتار این دو فرد از زنان سرشناس ایالات متحدهء امریکا، زنان افغانستان می توانند اکنون موسیقی گوش دهند، با کودکان شان بازی کنند و چادری نپوشند. آنچی که امروز برای زنان انجام می شود، زمانی در قوانین اساسی کشور از جمله قانون اساسی ۱۹۲۳ و قانون اساسی ۱۹۶۴ با وضاحت تسجیل یافته بود، که حق برابر زن در رأی دهی و آموزش را تضمین قانونی می بخشید. لویی دوپری آن قانون را « نمونه یی برای همه کشور های مسلمان» به حساب می آورد.

بنیاد گذاران حزب دموکراتیک خلق افغانستان با استفاده از مواد قانون اساسی سال 1964 به دفاع از حقوق زن اقدام نموده و نقش ارزنده یی را برای برجسته ساختن حقوق زنان بازی کردند. در دههء ۸۰ که ح.د.خ.ا. قدرت دولتی را به دست داشت، اقدامات زیاد عملی در رابطه با حقوق زنان صورت گرفت. در همین سالها سازمان دموکراتیک زنان افغانستان که در سال ۱۹۶۶ تاسیس شده بود و طرفدار حقوق زنان بود، توانست نقش با ارزشش را در این عرصه ایفا نماید. بنا به دلایل ایدیولوژیک و تبلیغاتی، اکثریت محققین غربی و رسانه های گروهی در مورد دستاوردهای زنان در دههء 80 سدهء گذشته سکوت اختیار میکنند.

برعکس گروه های اسلامیست در برابر این قانون اساسی از خود واکنش نشان داده، و دست به اعمال ضد حقوق بشری زنان زدند. از جملهء این گروه ها عمدتاً گروهِ گلبدین حکمتیار بود.

خانم فیلیس بینیس (Phyllis- Bennis) کارمند ارشد انستیتوت برای مطالعات سیاست خارجی، نویسندهء کتاب «ختم جنگ امریکا در افغانستان» در مصاحبه یی با تلویزیون «دموکراسی-اکنون» (Democracynow.org) چنین گفت:

«آن چیزهایی را که طالبان می خواهند، من نیز نمی پسندم. زمانیکه آنها در قدرت بودند، کارهای وحشتناکی نسبت به مردم افغانستان و مخصوصاً نسبت به زنان مرتکب شدند. ولی بیایید ببینیم که در رابطه با افغانستان، امریکا در گذشته از کیها پشتیبانی می کرد و اکنون از کیها پشتبانی می کند: از مجاهدین و جنگسالاران. اینها دفعتاً به دوستان امریکا مبدل نشده اند. و دیگر اینکه اینها بهتر از طالبان نیستند. اگر ما به عقب بر گردیم، در می یابیم که این عمل وحشتناک، تیزاب پاشیدن بر سر و روی زنان را نه طالبان بلکه یکی از دوستان بزرگ امریکا، یکی از شخصیت های محبوب پرزیدنت رونالد ریگین، یک جنگسالار آن زمان یعنی گلبدین حکمتیار آغاز کرد. او در دههء هفتاد قرن گذشته با دار و دسته اش به روی دختران مکاتب و دانشگاه کابل تیزاب می پاشید. این عمل یک اختراع او بود».

حالا پس از لشکر کشی ناتو و امریکا به افغانستان، اگر طالبان در قندهار به سر و صورت زنان روی لچ تیزاب میپاشند، باید به جهانیان فهمانده شود که این کدام ابتکار طالبان نیست.

برعکس گروه های بنیادگرا که به مجاهدین شهرت یافتند و از جانب ایالات متحدهء امریکا، پاکستان، عربستان سعودی، چین، ایران و در مجموع از جانب تمام کشورهای غربی کمک های مالی، تسلیحاتی، سیاسی و معنوی می شدند، پیوسته به قانون شرعی و فقه اسلامی عطف توجه نموده و حتی در دوران زمامداری ظاهر خان و داود خان قبل از کودتای ثور تقاضای تطبیق آن را می نمودند. آنها سال ها قبل از عروج طالبان سیاست تبعیض آمیز و پرمشقت را برای زنان در نظر داشتند.

در سال ۱۹۹۲ زمانیکه رژیم مورد حمایت اتحاد شوروی از قدرت عزل گردید و مجاهدین داخل کابل شدند، گفته میشد که آنها برای نجات مردم ازدست کمونیست ها داخل کابل گردیده اند. اما واقعیت چیز دیگری بود. در میان اولین فرامین حکومت مجاهدین این فرمان قرار داشت که زنان باید چادری بپوشند و در ملای عام کاملاً با حجاب باشند.

دیریک براون (Derek Brown) ژورنالیست گاردین یاداشت کرده است که:

«مهمترین نشانهء تغییر در کابل غیر از حضور توپ ها و تسلیحات، غیبت زنان با لباس های غربی از خیابان ها بود. اکنون زنان از پا تا گلو پوشیده هستند و موهای خود را نشان نمی دهند. بسیاری از زنان میترسند که از خانه بیرون شوند».

به زودی جنگ قدرت، میان گروه های مختلفهء اتنیکی مجاهدین آغاز شد و آنها شهرها را به ویرانه مبدل ساختند. شهروندان کابلی که نتوانستند فرار کنند، مورد آزار و اذیت فراوان قرار گرفتند. بر اساس گزارش عفو بین المللی در دوران این جنگ ها « ده ها هزار افراد ملکی و در میان آنها زنان و دختران اختطاف شده و مورد تجاوز قرار گرفته اند». اما چنان موضعگیری ها باعث آن نشد تا در روابط این گروه ها با ایالات متحدهء امریکا کدام تغییری رونما شود (2).

در سال ۱۹۹۴ گروهی از شاگردان مدارس قران که طالبان خوانده می شدند، با حمایت ادارهء استخبارات پاکستان و کمک امریکا عرض اندام کردند و به دنبال موفقیت های پی درپی، کابل را در ۱۹۹۶ فتح کردند. در آن زمان بود که جامعهء بین المللی از تخلفات طالبان علیه اصول حقوق بشری و به طور خاص علیه حقوق زنان اطلاع یافت. تحت سلطهء طالبان دختران و زنان از حق تعلیم و تربیه محروم شدند. به آنها اجازه داده نمی شد تا خانه را بدون چادری ترک کنند. آنها باید برای بیرون رفتن از خانه یک مرد محرم را با خود میداشتند. طالبان فتوایی را صادر کردند که به اساس آن، زنان افغان از پوشیدن لباس غربی، استفاده از عطریات و چوری ها که باعث ایجاد صدا می شوند، ممنوع شدند. چادری باید طوری باشد که همه وجود را بپوشاند و نباید از موادی ساخته شود که نرم باشد. زنان نباید در وسط خیابان راه بروند و نباید سرین خود را شور بدهند. در هنگام رفتار نباید حرف بزنند یا بخندند یا طنز بگویند . . . زنان به خاطر زنا و قتل مجازات میشدند. نمونهء بر جستهء آن اعدام زنی است در ستدیوم ورزشی کابل. اقدامات ضدبشری طالبان در مورد زنان در سال های بین ۱۹۹۶ و ۲۰۰۱ زیاد مورد توجه رسانه های غربی قرار نمی گرفت. اما پس از حملات ۱۱ سپتمبر توجه بیشتر به این موضوع مبذول گردید.

اگر گفتهء مک کینون (3) را در نظر بگیریم، میتوان تصور کرد که خشونت مرد علیه زن را نمی توان تروریزم دانست. پس نظریهء لارا بوش در مورد آزادی زن افغان از ترور چیز دیگری غیر از آنست. اولی گوید: تروریزم قدرت دولت را تهدید می کند در حالیکه خشونت مرد علیه زن چنین نمی کند.

2 - سهم زنان غرب در جنگ علیه جنس خود شان در افغانستان:

(الف): یک زن امریکایی به نام جوانی هیرینگ (Joanne Herring)که از مدافعان بازار آزاد در مقابل کمونیزم بود، توانست چارلی ویلسن (Charlie Wilson) سناتور امریکایی را متقاعد بسازد تا حمایت و کمک امریکا علیه اشغال شوروی در دههء ۸۰ را جلب نماید. وی بزرگترین کمک مالی سی. آی. ای. را که شامل میلیارد ها دالر و سلاح های پیشرفته می شد، به مجاهدین افغانستان بدهد (4).

(ب) مقدم (Moghadam)(5) فمینیست های غربی را که در دههء ۸۰ تا ۹۰ در مقابل این جریانات خاموش بودند، محکوم می کند. همچنان موضعگیری سوسیال دموکرات های اروپایي فمینیست های غربی در کمک ایشان به مجاهدین ضد فمینیست تا کمونیست های فمینیست مورد انتقاد قرار میدهد. یکی از دلایل که او برای این امر ذکر می کند این است که تا آن زمان فمینیست ها نتوانسته بودند موضعگیری های مشترک در این زمینه اتخاذ نمایند.

فمینیست ها در این حال در مسایلی چون«عام گرایی و خصوصیت فرهنگی»، «حقوق زنان و حقوق جامعه»، «شرق گرایی و استعمار جدید» ، «خصلت جنبش های اسلامی» و «خصلت انکشاف» مصروف بودند. بنا بر این مسایل حقوق زنان، جزیی از مسألهء فرهنگی و سنن اجتماعی شناخته میشد.

کمک های بین المللی از طرف سوسیال دموکرات های اروپایي و فمینیست های غربی به عوض این که به دولت دموکراتیک افغانستان که طرفدار فمینیزم و مدرنتی بود، صورت می گرفت، برعکس به مجاهدین ضد فمینیزم و مدرنتی داده شد. در این زمینه قاطعانه باید گفت که خشونت ضد حقوق بشری زن را نمیشود به حیث بخشی از فرهنگ و سنت تشریح کرد وخود را از آن مبرا ساخت.

(ج) زنان افغان که در هنگام اشغال کشور شان به وسیلهء شوروی در غرب بودند و بسیاری وقت به غربی ها شهرت یافته اند، نیز نتوانستند بر جوامع زنان غربی کدام تاثیری از خود به جا بگذارند. آنها نمی دانستند که ایشان در حقیقت در دفاع از ریشدار هایی قرار گرفته بودند که بعداً عدهء بیشماری از هم جنسان شان را مورد تجاوز قرار داده و به قتل می رساندند. فقط زمانی که زنان غربی چادری را دیدند، در مورد عواقب وضع زنان در زیر رژیم طالبان اخطار دادند.

3 - پالیسی جنسیتی سازمان ملل متحد در افغانستان:

پالیسی سازمان ملل متحد در افغانستان که جنبهء جنسیتی دارد، از پالیسی این سازمان در کمپ های پاکستان و در دوران سال های ۸۰ ریشه می گیرد. در آن زمان زنان بیوهء اففانستان مدت ها انتظار کمک های مواد غذایی را می کشیدند و خود گرسنه می بودند تا این کمک ها برای شان برسد. زیرا مقامات ملل متحد ترجیح می دادند که کمک های مواد غذایی را اولاً به مرد ها توزیع کنند. سیستم توزیع مواد غذایی که از طرف دفتر پناهنده گان سازمان ملل متحد و سازمان های غیر دولتی تاسیس یافته بود، به شیوه یی عمل می کرد که دسترسی مردان به آن آسانتر بود. در نتیجه مردان صاحب مواد غذایی می شدند. کارت های توزیع مواد غذایی نیز به نام مردان صادر میگردید. این خود یک نقطهء ضعف برای آن عده از حامیان «غربی» زنان بود که توزیع مواد غذایی را به عهده داشتند.

ختک (Khattak)(6) می نویسد: مسألهء توزیع مواد غذایی به یکی از مسایل مبرم حقوق بشر مبدل گردیده بود. زیرا این مواد غذایی به شرطی توزیع میشد که گیرندهء آن باید به جبههء جنگ میرفت. در نتیجه کمک مواد غذایی مستقیماً به مردان تعلق می گرفت. از جانب دیگر حتی مردان نیز در صورتی حایز استحقاق دریافت مواد غذایی می شدند که قبلاً به یکی از احزاب مجاهدین نام نویسی میکردند. نام نویسی در احزاب مجاهدین صرفاً برای مردان بود.

ناتوانی سازمان ملل متحد بعد ها در مسألهء خروج قوای شوروی از افغانستان در ۱۹۸۹ آشکار گردید. سازمان ملل متحد نتوانست حکومت را در مذاکراتش با مجاهدین کمک نماید و یک نقشه برای ختم ماجرا تدوین نماید. گیر (Gaer)(7) می نویسد: که از سال ۱۹۹۳ مسألهء حقوق بشری زنان افغانستان به یک مسألهء عمده مبدل گردید. او سازمان ملل متحد را از این جهت که نتوانست یک یادداشت تفاهمی به شکل بهتر در مورد زنان با طالبان به امضا برساند، مورد انتقاد قرار داد.

بسیاری از محققان غربی در بارهء حقوق زنان در افغانستان و فمینیست ها به این عقیده اند که تنها نخبه گان شهری دههء ۸۰ بودند که از مزایای حقوق بشری استفاده برده اند. آنها از چادری استفاده نمی کردند، وظایف اداری برای شان وجود داشت، میتوانستند به درجات بلند تعلیمی دست یابند، بنا بر این آنها نه به لارا بوش و نه به اوپرا وینفری ضرورت داشتند، تا برای شان تبلیغ کنند.

این گروه نخبه گان کابلی دههء ۸۰ قیمت بزرگی برای جنگ سرد پرداختند. با به قدرت رسیدن مجاهدین و سپس جنگ داخلی و سلطهءطالبان صدای آنها خاموش ساخته شد.

مسألهء زنان در شرایط کنونی:

قدرت اصلی رژیم کابل که توسط ایالات متحدهء امریکا ساخته شده است، به دست جنگ سالاران یعنی کسانی قرار دارد که برای زنان افغان غیر از تباهی چیز دیگری به ارمغان نیاورده اند. غربی ها نباید موضوع به اصطلاح «دفاع از حقوق زنان افغان» را به مثابهء پوشش برای اشغال دوامدار افغانستان توسط امریکا استفاده کنند. مبارزهء زنان افغان به خاطر حقوق شان، یک مبارزهء درازمدت خواهد بود ولی این مبارزه نمیتواند توسط قوای نظامی غربی ها صورت گیرد. آقای کول هریسن از ایالت مسه چوسیت، تهاجم امریکا و ناتو را به افغانستان انتقاد جدی نموده و می نویسد:

بدبختانه در این ۸ سال با وجودی که هزارها سرباز و میلیاردها دالر به این کشور سرازیر شده است و درحالیکه ۴۶ کشور در افغانستان حضور نظامی دارند، باز هم دیده می شود که کدام تغییر مثبت در افغانستان رخ نداده و هنوز هم مردم افغانستان از نبود امنیت رنج می برند. و آنها از جوانب مختلف، گروگان دشمنان مختلف هستند و از سوی این دشمنان مختلف یعنی جنگسالاران، مافیای مواد مخدره، ناتو و امریکا تهدید می شوند که مردم ملکی را می کشند.

4 - ناکامی ها و ناتوانی ها

- اگر به وضع زنان، بعد از ۹ سال اشغال توسط نظامیان امریکا نگاه کنیم، می بینیم که زنان افغان مواجه به بلندترین سطح مرگ و میر در هنگام ولادت میباشند، یعنی در هنگام زایمان از بین می روند که میزان این مرگ و میر بیشتر از همه جای روی زمین است. چند ماه پیش یونیسف، صندوق کودکان ملل متحد، ابلاغ کرد که افغانستان حالا، برای یک طفل که به دنیا می آید، بدترین نقطهء روی زمین می باشد. در گذشته کشور سیرالیون بدترین نقطهء جهان بود.

- یک سوال بسیار ساده را از خود بپرسیم: وضعیت حقوق و آزادیهای زنان در عربستان سعودی که یک کشور دوست امریکا به شمار می آید، به چه منوال است؟ چنین به نظر می رسد که سیاست جدید امریکا، مبنی بر مذاکرات با طالبان به امید شریک ساختن آنها در قدرت دولتی، برای زنان افغان محدودیت های زیادی در عرصهء حقوق و آزادیهای شان به ارمغان خواهد آورد و وضع شان چیزی شبیه به عربستان سعودی خواهد شد.

از زمان اشغال افغانستان توسط امریکا و ناتو، کارهای زیادی بر ضد حقوق بشری زنان صورت گرفته که نکاتی چند از آنها را قرار ذیل برجسته می سازم:

1 - وضع و تصویب قانون وحشیانهء ضد زن تحت عنوان «احوال شخصیهء اهل تشیع». این قانون که به سرعت تصویب شد، به شوهران اجازه میدهد که زنان خود را از غذا محروم سازند در صورتیکه زن خواهش جنسی او را بر آورده نسازد.

خانم (رید ) یکی از دیده بانان حقوق بشر اظهار نموده: قانون احوال شخصیهء شیعیان یادآوری به موقعی بود در مورد این که زنان افغان تا چه حد در برابر معامله های سیاسی و وعده های عملی نشده آسیب پذیر هستند.

2 - ولادت های غیر نورمال در ارتباط با بمباردمان افغانستان با بمبهای امریکایی حاوی یورانیوم رقیق شده یا یورانیوم فرسوده.

3 - سنگسار نمودن زنان

4 - زدن زن با تازیانه یا شلاق در محضر عام

5 - مبدالهء زن به حیوان

6 - خرید و فروش چندین مرتبهء زن به مردان مختلف.

اینک با قوت گرفتن گروه های بنیادگرا در حکومت و پیشروی شورشیان و قطعی بودن بعضی از اشکال مصالحه با گروه های طالبان، زنان افغان با تهدید جدی رو به رو هستند.

این ها همه نمونه هایی از آوردن دموکراسی و آزاد ساختن زن افغان است توسط جامعهء بین المللی و دو باره سپردن زن افغان به دست قوانین غیر انسانی طالبان.

ما وعده های جهان را با خود داریم. هنوز!!! اما منتظر هستیم، که ببینیم آنها دیگر چه انجام خواهند داد. زیرا، فقدان عدالت، آسیب پذیری زنان را دوچندان می سازد.

 

Reference

(1)    Barnett Rubin is the author of several books and articles about the wars and conflicts in Afghanistan.

(2)    Amnesty International (1995) Afghanistan: International Responsibility for Human Rights Disaster. London: Amnesty International Publication.

(3)     MacKinnon, C.A. (2006) Art We Human? And Other International Dialogues. London: The Belknap Press of Harvard University Press.

(4)     Crille, G. (2003) My Enemy’s Enemy: The Story of the Largest Covert Operation in History, the Arming of the Mujahideen by the CIA London: Atlantic Books.

(5)    Moghadam, V.M. (2002) Patriarchy, the Taleban, and Politics of Public Space Afghanistan “in Women’s Studies International Forum,Vol. 25, No.1, 2002, pp.19 – 31.

(6)    Khattak, S.G. (2002) Afghan Women: Bombed To Be Liberated? In Middle East Report, No. 222, 2002, pp 18 – 23.

(7)    Gaer, F.D. (2001) Mainstreaming a Concern for the Human Rights of Women.

 

سیمون دو بووار

 فیلسوف رهایی زنان

 

 

چند پارچه شعر از راحله یار

 

 

در مورد خشونت

داستان کوتاه

نیلاب "نصیری"

آزاده ای در لحد

 

 
 
 

من یک انسانم

 

شعری از غاده السمان

شاعری توانا از سوریه

 

زردچوبه «سلول های سرطانی را می کشد»

 
 

مبارزه برای حقوق برابر و آزادی زن

نیاز پایدار جامعه معاصر است

لیزا سروش

 
 

کمپاين ٥٠ در صد زنان افغانستان

در آستانه‌ی انتخابات رياست جمهوری

ج. پلوشه425td>

 
 

«بیانیه» کمپین 50 درصد

مطالبات زنان افغانستان از

 ریاست جمهوری آینده و دیگر منتخبین

 
 

اعمال خشونت نشانه ی روشن کوتاهی

 در استدلال و تربیت اخلاقی

نادیه فضل

 

پاسخ های لیزا سروش

 در بارهء نقش زنان در انتخابات

 

مطالبات زنان افغانستان

 از رئیس جمهور آینده کشور

 

بیکاری شدید در افغانستان و نصیحت پدرانهء حامد کرزی

 

گزارش مختصر از نشست اعتراضی

 زنان هامبورگ

تاثیر قوانین بر زنده گی زنان

چرا ما قوانین موجود را عادلانه نمی دانیم؟

به تاریخ 19 اپریل 2009 گردهمایی اعتراضی از طرف «شورای زنان افغان در آلمان» به ارتباط قانون شرم آور و غیر انسانی، ( احوال شخصیهء اهل تشیع) در تالار کلتور لادن شهر هامبورگ دایر گردید. در آغاز این گردهمایی خانم نجیبه هوتکی تصویب و توشیح این قانون را توسط رئیس جمهور کرزی، قانون تجاوز بر زنان خواند و از تمام زنان آگاه تقاضا نمود تا علیه تصویب این چنین قوانین غیرانسانی و زن ستیز که زنان را به اسارت می کشاند، به پا خیزند و این زنجیرها را بدرند. سپس پیام اعتراضیهء زنان شورا به خوانش گرفته شد که مورد تأیید همه قرار گرفت.

سپس امیلیا سپارتک بالای بعضی نکات مهم این قانون که فعلاً به چاپ رسیده، روشنی انداخته و اظهار نمود که موجودیت این چنین قوانین ضد زن غیرعادلانه میباشد و سکوت در برابر آن نفی خود یعنی زن و نفی انسان میباشد. در حدود 2 ساعت جر و بحث های نهایت باز بدون ترس، شفاف در فضای کاملاً دموکراتیک صورت گرفت که برخی پیشنهادات و نظریات گوناگون مطرح شد. بعضی از شرکت کننده گان اظهار نمودند که این مسایل را میتوان در یک کنفرانس بررسی نمود.

زیرا میتوان گفت : بسیار چیزهاست که باید بدانیم ولی نمیدانیم. خیلی چیزها است با وجودیکه نمیدانیم متأسفانه به آنها فکر هم نمیکنیم مثلاً (قانون) یکی از آن چیزهاست که فعلاً به آن مواجه شده ایم. باید برای فهمیدن آن تلاش نماییم تا از این مهلکه بیرون بیاییم. مثلاً قوانین ازدواج، طلاق، ارث، مسافرت، سرپرستی اطفال بعد از جدایی، سن ازدواج، حق صحت، تحصیل، انتخاب جای بعد از ازدواج و . . .

در اخیر خانم نادیه فضل ژورنالیست شناخته شدهء رادیو دویچه ویلی (DW) تصویب و توشیح این قانون را تقبیح نموده و صحبت خیلی با احساس در مورد وضع فعلی زنان در افغانستان و مخصوصاً وضع آنها که در مظاهرهء اعتراضی که به تاریخ 14 اپریل در کابل به راه انداخته شده بود، معلومات دادند.

نکتهء مهم دیگری که در این گردهمایی مورد بحث قرار گرفت، مسألهء طرح یک فراخوان از طرف خانم نادیه فضل میباشد. ( سنگسار نه! آغاز اندیشدن )که خودش هم در این مورد معلومات همه جانبه اظهار نمودند که باید این فراخوان را تمام زنان از خود دانسته و در پای آن امضا نمایند. و هم معلومات دادند که چندین سازمان زنان ایران ترکیه و کشورهای عربی با ما همرایی خواهند کرد.

شورای زنان افغان در آلمان از ابتدا این فراخوان را از خود دانسته و برای جمع آوری امضا موافقت خویش را اظهار نمود.

این نشست تا ساعت 23 شب با جر و بحث های خیلی عالی داوم نمود. و فیصله گردید که ما زنان خارج مرز به مقاومت خویش در مقابل این نوع قوانین ادامه میدهیم و از تظاهرات زنان آگاه داخل کشور که ضد تصویب و توشیح این قانون به راه انداخته بودند، حمایت عام و تام می نماییم.

زنده باد آزادی زنان!

‏جمعه‏، 2009‏/04‏/24

 

مرثیه یی به مناسبت درگذشت فاجعه بار

 ستاره اچکزی

 

 

16 اپریل 2009 ،آلمان

تبدیل رنگ عمامه از سیاه به «سفید»

بیننده های گرامی سایت «روشانه»،

با نشر فراخوان اعتراضیه از طرف زنان افغانستان در داخل کشور و تظاهرات شان که به تاریخ 15 اپریل در رابطه با قانون شرم آور «احوال شخصیهء اهل تشیع»به راه انداخته شده بود، سایت «روشانه» سازماندهی این کارزار را تأیید نموده و اظهار میدارد که تصویب و توشیح این قانون از طرف رئیس جمهور آغاز اقداماتی است که جواب مثبت دادن به آن عواقب شومی را همراه دارد که ما هر روز شاهد آن هستیم. زیرا زیر بار تصویب چنین قوانین رفتن، به خاطر ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی و یا فردی و یا به هر دلیل دیگر، پایمال کردن شخصیت، حقوق زن و حقوق بشر میباشد.

طبیعی است که ارتجاع سیاه همیشه کوشیده و باز هم خواهد کوشید تا به عناوین مختلف، با حیله و نیرنگ مقاصد شوم خود را پیاده نماید.

 

اما بر ما زنان آگاه است تا مهر سکوت به لب نزنیم و مبارزهء قاطع را که عدهء معدودی از زنان در زمان طالبان نمودند، به یاد آوریم. این درس بزرگ تاریخی بود برای ما زنان. نه باید به امید حوادث نشست که وضع به خودی خود بهتر گردد. در حالیکه نتیجهء آن فرصت دادن به آنها و تثبیت هر چه بیشتر قوانین شرم آور دیگر در مورد زنان خواهد بود.

ما زنان مبارز که امروز در خارج کشور زندگی می نماییم، به خاطر آن مبارزه نمی کنیم که تصویر نادرست برای زنان داخل کشور بدهیم که گویا اصلاً در فکر آنها نیستیم. در حالیکه مبارزهء ما مبارزه یی بود در جهت آزادی و رهایی زن از یوغ ستم دو گانهء چند صد ساله.

زنان آگاه وطن! آزادی ما بدون شرکت مستقیم ما در مبارزه به خاطر زنان ستم دیدهء کشور ممکن نیست و نه باید نیروی خود را نادیده گرفت. طبیعی است که عمل فردی هر چند که انقلابی هم باشد، به تنهایی کافی نیست. باید گفت: پراگندهگی ما زنان، کمک بزرگ به ارتجاع میباشد. تشکل ما در این مقطع زمان یک ضرورت حیاتی و تاریخی است.

 

سکوت در مقابل این اعمال ارتجاعی و در واقع قهقرایی رژیم حاکم در افغانستان، یعنی قبول اسارت و بندگی با تمام عواقب آن است. بکوشیم تا با اعتراض خود به این عمل ارتجاعی رژیم و جیره خورانش را رسوا نماییم.

اعتراض ننمودن در مقابل این اعمال، نفی خود به عنوان زن و انسان خواهد بود!

گردانندهء سایت

امیلیا اسپارتک

 

هامبورگ 15 اپریل ۲۰۰۹

متن اعتراضیهء شورای زنان افغان در آلمان

حاصل دموکراسی دولت آقای کرزی

یا

قانونی ساختن خشونت علیه زنان

جامعهء ما که از قرنها به اینطرف مورد تاخت و تاز جنگجویان تاریخ قرار گرفته است و مردان ستیزه خو هزاران ظلم، ستم و جفا را بر ما روا داشته اند تا خود حکومت کرده و عطش عظمت طلبی شان را تأمین کنند، اینبار برای بقای خود در قدرت حتی در روا داشتن ظلم و فشار بالای زنها آنهم بنام زنان شیعه، نفاق بزرگ و خیانت عظیمی را بنام دموکراسی شان مرتکب میشوند که ما بنام آنچه زن است این عمل نا بخردانهء آقای کرزی و جناب محسنی را تقبیح کرده و آن را با تمام نیرو رد میکنیم.

این آقایان حکومتمدار بدانند که دیگر زن افغان آن زن دیروزینه نیست که آنچه مردان قدرت طلب و استخدامی بخواهند به ایشان روا دارند.

آنچنانیکه امضای این سند بنام " احوال شخصیهء شیعه ها " غیر انسانی و در تضاد با قانون اساسی افغانستان قرار دارد، همانطور با هیچیک از اسناد معتبر مدنی در جهان تطابق ندارد، آنست که سبب انزجار نسل بشر مدرن امروزی گردیده است.

ما نیز این سند را متروک و بی اعتبار اعلان کرده و از تمام زنان افغان و جهان خواهشمندیم تا مقایل آن صدای رسای شان را بلند کرده، متحدانه مقابل این عمل نا بخردانهءآقای کرزی و شرکای شان که خواسته اند با این امضا، رأی عده یی از مردان زن ستیز را بدست آورده در مسند ریاست جمهوری افغانستان بار دوم تکیه زنند  در نطفه خنثی سازند.

زنان آگاه افغان، مقاومت و اتحاد سبب پیروزی ما در راه بدست آورن حقوق مدنی ماست.

بیک صدا باید گفت:

مرگ بر مردسالاران جنگجو و استخدام شده

زنده باد زن

زنده باد آزادی

هئیت اجراییهء شورای زنان افغان در آلمان

 

نامهء همبستگی انجمن زنان مقیم هانور (آلمان) به سازمانها و جریانهائیکه علیه انفاذ قانون زن ستیز دولت اسلامی افغانستان عمل میکنید

 

دوستان ارجمند وهمزبانان عزیز!

در ادامه ی واکنش های جمعی در برابر تصویب وتوشیح قانون خصمانه وضدبشری در برابر زنان زیر نام "قانون احوال شخصیه ی اهل تشیع" اکنون بانوان دلیر افغانستان ومردان روشن ضمیر این کشور، همصدا با هم دست به تظاهرات خواهند زد.

همصدایی وحمایت شما از زنان ودختران افغانستان نیازیست در دفاع از حق وعدالت وتقبیح هر نوع خشونت در برابر انسان.

با ما همراه شوید !

زمان:روز چهارشنبه پانزدهم ماه اپریل 2009 برابر بیست وششم ماه حمل 1388 خورشیدی

مکان: شهر کابل

مقابل حوزه علمیه خاتم النبیین

 

متن فراخوان

 

چرا... سکوت.... کنم؟؟؟

به همۀ آنانی که به آزادی و به انسان باور دارند

ادامه

 
 

لیزا سروش

وضعیت حقوق بشر در رژیم صادر شده و مزدور افغانستان

 

 
 

Nadia Fasel

Frauen in Afghanistan als Sexobjekte und Gebärmaschinen

 

 
 

نادیه فضل

زنان در امتداد فاجعه

 

 
 

نادیه فضل

سنگسارنه! 8 مارچ آغازی برای اندیشیدن

فراخوان

 

داستان کوتاه

نیلاب نصیری

عزت یا ثروت   

 

معرفی کتاب

آوای ماندگار زنان

فریبا آتش صادق

 
ارزيابی موجز از روند
 کنفرانس بين‌المللی زنان منعقدهء دوسلدورف
 

زمان بيداری نوين جنبش جهانی زنان فرا رسيده است!

همه‌گی به سوی

کنفرانس زنان صفوف در سال 2011 در ونزويلا

a world women’s conference of rank-and-file women which could take place in Venezuela in 2011

 

نوشتهء: نيلاب موج سلام

در حاشيۀ

«آيا او را ديده ايد؟»

 

اميلیا اسپارتک

جهانی شدن و زنان جهان سوم

و تاثير جنگ بالای زنان افغانستان

 

جوزای مبهم

یک پارچه غزل از مژگان ساغر

 

داستان کوتاه

نوشتهء نيلاب نصيری

پس از غـروب
 

داکتر محبوبه الهام مقصودي

متخصص رشتهء نقاشي و مجسمه سازي

گل (ارزش تاريخي، مادي و هنري)

تأملي کوتاه در انديشهء زن خدايی

 

نيلاب سلام

نبود «شجاعت اخلاقی»، ضربه به پيکرهء زن افغانستان

 

خشونت و عوامل آن

نوشته از نجيبه هوتکی

 

 
دو غزل از راحله يار
 
معرفی کتاب

 

 

مهرانگيز ساحل

سرتاج خيالاتم

 

در سوگ ِ ناديا انجمن

 

بريدن گوش و بيني يک زن

در روز عيد قربان

 

کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليهء زنان

مصوبهء 18 دسامبر 1979 ـ قطعنامهء شماره 180/34 مجمع عمومی سازمان ملل متحد

 

و مُرسل اينگونه پرپر شد

 

به مناسبت روز مادر

مادر

یک پارچه شعر از فريبا آتش صادق

 

سه پارچه شعـر از زينت نور

 

پيام زنان برای زنان

 

 

 

 

هدف سايت

 
خبر و گزارش
 
زنان جهان
 
جنبشهای زنان
 
اعلاميه های جهانی در مورد حقوق زنان
 
ادبيات و فرهنگ
 

سايتهای زنان

 

مسايل طبی

 
دريچهء تماس
 
 

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

  Real Player